پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۹۹

بوطیب آنکه سرد و جفا گفت مر مرا

بگذاشتم که مرد سفیهست و عقربی است

ور زانکه از سفه به همه عمر در جهان

دشنام من دهد چه کنم گرچه مصعبی است

از حرمت علیکم او تا به قد سلف

هرچ از تبار اوست پلیدست و روسبی است

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۱با فلک دوش به خلوت گله‌ای می‌کردم
  2. شمارهٔ ۱۰۲ - مناظرهٔ بوتهٔ کدو با درخت چنارنشنیده‌ای که زیر چناری کدو بنی
  3. شمارهٔ ۱۰۳ - در مطایبهنشوی سرور اندرین گیتی
  4. شمارهٔ ۱۰۴ - در مذمت اصحاب دیوانخسروا این چه حلم و خاموشیست
  5. شمارهٔ ۱۰۵ - در فضیلت عقل و شرف انسان به خردبرترین مایه مرد را عقلست
  6. شمارهٔ ۱۰۶ - در شکایت زمانه و مفاخرت خودعنصری گربه شعر می صله یافت
  7. شمارهٔ ۱۰۷ - از یکی اکابر رنجیده بود حسب حال خود و نکوهش او گویدز مردمان مشمر خویش را به هیات و شکل
  8. شمارهٔ ۱۰۸ - این قطعه را فتوحی گفت و به انوری بست و مردم بلخ بر حکیم متغیر شدند سوگندنامه در نفی آن گفتچار شهرست خراسان را در چارطرف
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.