پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۹۸ - در مدح موئیدالدین مودودشاه

بازآمد آنکه دولت و دین در پناه اوست

دور سپهر بندهٔ درگاه جاه اوست

مودودشه موئید دین پهلوان شرق

کامروز شرق و غرب جهان در پناه اوست

گردون غبار پایهٔ تخت بلند اوست

خورشید عکس گوهر پر کلاه اوست

سیر ستارگان فلک نیست در بروج

بر گوشهای کنگرهٔ بارگاه اوست

چشم مسافران ظفر نیست بر قدر

بر سمت ظل رایت و گرد سپاه اوست

ای بس همای بخت که پرواز می‌کند

در سایه‌ای که بر عقب نیکخواه اوست

هم سبز خنگ چرخ کمین بارگیر اوست

هم دستگاه بحر بهین دستگاه اوست

بر آستان چرخ به منت قدم نهد

گردی که مایه و مددش خاک راه اوست

انصاف اگر گواه دوام است لاجرم

انصاف او به دولت دایم گواه اوست

روزش چنین که هست همیشه به گاه باد

کین ایمنی نتیجهٔ روز به گاه اوست

منصور باد رایت نصرت‌فزای او

کین عافیت ز نصرت تشویش کاه اوست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۰نیامدست مرا خویشتن دگر مردم
  2. شمارهٔ ۱۰۱با فلک دوش به خلوت گله‌ای می‌کردم
  3. شمارهٔ ۱۰۲ - مناظرهٔ بوتهٔ کدو با درخت چنارنشنیده‌ای که زیر چناری کدو بنی
  4. شمارهٔ ۱۰۳ - در مطایبهنشوی سرور اندرین گیتی
  5. شمارهٔ ۱۰۴ - در مذمت اصحاب دیوانخسروا این چه حلم و خاموشیست
  6. شمارهٔ ۱۰۵ - در فضیلت عقل و شرف انسان به خردبرترین مایه مرد را عقلست
  7. شمارهٔ ۱۰۶ - در شکایت زمانه و مفاخرت خودعنصری گربه شعر می صله یافت
  8. شمارهٔ ۱۰۷ - از یکی اکابر رنجیده بود حسب حال خود و نکوهش او گویدز مردمان مشمر خویش را به هیات و شکل
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.