پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۹۰ - امیر یوسف نام و عدهٔ عطایی کرده و وفا ننموده بود در تهدید او گفته است

میر یوسف سخن دراز مکش

وقت می‌بین چگونه کوتاهست

گرچه مستغنیم از این سوگند

حق تعالی گواه و آگاهست

کین چنین جود اگر بحق گویی

نه سزاوار آن چنان جاهست

راه آن هیچ گونه می‌نروی

کین جوان مرد بر سر راهست

تا نگویی که اینت طالب سیم

کهربا نیز جاذب کاهست

احتیاج ضرورتی مشمار

اینک اشتباه را به اشتباهست

گر تویی یوسف زمانه چرا

دل من ز انتظار در چاهست

ور منم معطی سخن ز چه روی

به عطا نام تو در افواهست

زانچنان بیتها که کس را نیست

کز پی پنچ دانگ پنجاهست

حاش لله مباد یعنی هجو

راستی جای حاش لله است

دوش بیتی دو می‌تراشیدم

خردم گفت خیز بی‌گاهست

این یک امشب مکن به قول هوا

کیست کورا هوا نکو خواهست

بو که فردا وگرنه با این عزم

تا به فردای حشر زین ماهست

هان و هان بیش از این نمی‌گویم

شیر در خشم و رشته یکتاهست

روز طوفان و باد حزم نکوست

خاصه آنرا که خانه خرگاهست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۹۲ - در مطایبهدر جهان چندان که گویی بی‌شمار
  2. شمارهٔ ۹۳ - در موعظه و شکایت دهربا یکی مردک کناس همی گفتم دی
  3. شمارهٔ ۹۴ - لطیفهصاحبا ماجرای دشمن تو
  4. شمارهٔ ۹۵ - در طلب شراب و گوشت و مزه به طریق لغز گفتهمقلوب لفظ پارس به تصحیف از کفت
  5. شمارهٔ ۹۶ - سکنجبین از کسی به طرز لغز خواستهبفرستم ای امیر به تعجیل شربتی
  6. شمارهٔ ۹۷ - در قناعتبه خدایی که معول به همه چیز بدوست
  7. شمارهٔ ۹۸ - در مدح موئیدالدین مودودشاهبازآمد آنکه دولت و دین در پناه اوست
  8. شمارهٔ ۹۹بوطیب آنکه سرد و جفا گفت مر مرا
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.