پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۸۰ - در اظهار نیک‌نفسی خود گفته است

من توانم که نگویم بد کس در همه عمر

نتوانم که نگویند مرا بد دگران

گر جهان جمله به بد گفتن من برخیزند

من و این کنج و به عبرت به جهان در نگران

در بد و نیک جهان دل نتوان بست ازآنک

گذرانست بد و نیک جهان گذران

جز نکویی نکنم با همه تا دست رسد

که بر انگشت نپیچند بدم بی‌خبران

نفس من برتر از آن است که مجروح شود

خاصه از گب زدن بیهدهٔ بی‌بصران

گاو در خرمن من هست مرا می‌شاید

ریش گاوی بود آبستنی از کون خران

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۸۲ - در شکایت اهل زمانروبهی می‌دوید از غم جان
  2. شمارهٔ ۳۸۳ - نصیحتکم عیالی سعادتیست که مرد
  3. شمارهٔ ۳۸۴روی بخت خواجه خرم همچو گل
  4. شمارهٔ ۳۸۵ - در مرثیهای جهانت به مهر دل جویان
  5. شمارهٔ ۳۸۶ - در قناعتما را برون ز حکمت یونانیان چو هست
  6. شمارهٔ ۳۸۷ - در طلب شرابخواجه اسفندیار می‌دانی
  7. شمارهٔ ۳۸۸ - طلب پنبه و روغن کندایا خورشید و مه در پیش رایت تیره و تاری
  8. شمارهٔ ۳۸۹ - نکتهٔ موزوننشاید بهر آداب ندیمی
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.