پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۸۴

روی بخت خواجه خرم همچو گل

باد تا هر سال گل آرد جهان

بسته دولت عهد با دورانش باد

تا بود پیوسته با دوران زمان

باد حاجت خرمی را با دلش

حاجتی که جسم دارد با روان

تیغ او جفت طبیعی با ظفر

رایتش با سرفرازی توامان

سوی اقلیمی که یک ره بنگرد

ابر آنجا فیض بارد جاودان

سوی هر لشکر که آرد روی قهر

گوش دوران نشنود جز الامان

اهل حاجت را درش دارالشفا

سایهٔ تیغش بود دارالامان

جاودان خلق جهان را مدحتش

چون کلام انوری ورد زبان

گر بود بر خوان احسانش دمی

جوع نفتد حاجتش دیگر به نان

شاخ طوبی با قلم در دست اوست

نونهال باغ جنت نایبان

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۸۶ - در قناعتما را برون ز حکمت یونانیان چو هست
  2. شمارهٔ ۳۸۷ - در طلب شرابخواجه اسفندیار می‌دانی
  3. شمارهٔ ۳۸۸ - طلب پنبه و روغن کندایا خورشید و مه در پیش رایت تیره و تاری
  4. شمارهٔ ۳۸۹ - نکتهٔ موزوننشاید بهر آداب ندیمی
  5. شمارهٔ ۳۹۰ - در علو همت و کمال نفس خودسگ خشم و خر شهوت که زبون‌گیری نیست
  6. شمارهٔ ۳۹۱ - پیراهن کتان سنبلی از فریدالدین کاتب خواهدای پایهٔ دانش از دلت عالی
  7. شمارهٔ ۳۹۲ - در شکایتمن از تاثیر این گردنده گردون
  8. شمارهٔ ۳۹۳ - از بزرگی مسحی و رانین خواهدحسام دولت و دین ای خدای داده ترا
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.