پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۸۵ - در مرثیه

ای جهانت به مهر دل جویان

آسمان هم در این هوس پویان

مویه‌گر گشته زهرهٔ مطرب

بر جهان و جهانیان مویان

عمر خوش خوی رو ترش کرده

بی‌تو بر زندگان چو بدخویان

کرده اجرام ماتمت بر وی

چرخ رایان مشتری رویان

من ز حج زیارتت عاجز

وانگه آن کعبه را به جان جویان

روزم از دود آتش تقدیر

تیره چون طرهٔ سیه مویان

خوانم از نعمت تو بود و نهاد

در کمی روی و داردش روی آن

زانکه پیوسته مردم چشمم

هست روی از غمت به خون شویان

ای که مستور عدت کف تست

قطره در ابر همچو بی‌شویان

نور و ظلمت ز پویهٔ قدمت

خاک کوی ات چو عاشقان بویان

نفس تو تازیان و در منزل

تازه گلهای ارجعی رویان

تو و سکان سده در نسبت

همه همشهریان و هم کویان

عرش رخ در جنابت آورده

قدس الله روحه گویان

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۸۷ - در طلب شرابخواجه اسفندیار می‌دانی
  2. شمارهٔ ۳۸۸ - طلب پنبه و روغن کندایا خورشید و مه در پیش رایت تیره و تاری
  3. شمارهٔ ۳۸۹ - نکتهٔ موزوننشاید بهر آداب ندیمی
  4. شمارهٔ ۳۹۰ - در علو همت و کمال نفس خودسگ خشم و خر شهوت که زبون‌گیری نیست
  5. شمارهٔ ۳۹۱ - پیراهن کتان سنبلی از فریدالدین کاتب خواهدای پایهٔ دانش از دلت عالی
  6. شمارهٔ ۳۹۲ - در شکایتمن از تاثیر این گردنده گردون
  7. شمارهٔ ۳۹۳ - از بزرگی مسحی و رانین خواهدحسام دولت و دین ای خدای داده ترا
  8. شمارهٔ ۳۹۴ - در مدحای جوان بخت پیر ملت و ملک
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.