پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۸۷ - در طلب شراب

خواجه اسفندیار می‌دانی

که به رنجم ز چرخ رویین تن

من نه سهرابم و ولی با من

رستمی می‌کند مه بهمن

خرد زال را بپرسیدم

حالتم را چه حیلتست و چه فن

گفت افراسیاب وقت شوی

گر به دست آوری از آن دو سه من

باده‌ای چون دم سیاووشان

سرخ نه تیره چون چه بیژن

گر فرستی تویی فریدونم

ورنه روزی نعوذبالله من

همچو ضحاک ناگهان پیچم

مارهای هجات بر گردن

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۸۹ - نکتهٔ موزوننشاید بهر آداب ندیمی
  2. شمارهٔ ۳۹۰ - در علو همت و کمال نفس خودسگ خشم و خر شهوت که زبون‌گیری نیست
  3. شمارهٔ ۳۹۱ - پیراهن کتان سنبلی از فریدالدین کاتب خواهدای پایهٔ دانش از دلت عالی
  4. شمارهٔ ۳۹۲ - در شکایتمن از تاثیر این گردنده گردون
  5. شمارهٔ ۳۹۳ - از بزرگی مسحی و رانین خواهدحسام دولت و دین ای خدای داده ترا
  6. شمارهٔ ۳۹۴ - در مدحای جوان بخت پیر ملت و ملک
  7. شمارهٔ ۳۹۵ - در مذمت دشمنان صاحبچهار چیز ز ارکان بارگاه تو باد
  8. شمارهٔ ۳۹۶ - فی اقتراح الذهبای فلک قدری که در انگشت قدر و همتت
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.