پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۹۶ - فی اقتراح الذهب

ای فلک قدری که در انگشت قدر و همتت

از شرف مهر فلک زیبد همی مهر نگین

هست یسر خادمان از خاتم تو در یسار

هست یمن چاکران از خامهٔ تو در یمین

مادحت را تا بدان رخ برفروزاند چو شمع

آن زهر کامی جدا چونان که موم از انگبین

آن نمی‌باید که آدم را برون کرد از بهشت

آن همی باید که با قارون فروشد در زمین

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۹۸ - در مذمت افلاکای پسر تا به فلک ظن سخاوت نبری
  2. شمارهٔ ۳۹۹ - در مدح سلطان ملکشاه ثانیشادباش ای خسرو عادل عماد دین و داد
  3. شمارهٔ ۴۰۰ - در مدیحبه خدایی که ذات لم یزلش
  4. شمارهٔ ۴۰۱ز ابتدا کاندر آمدی به عمل
  5. شمارهٔ ۴۰۲پارگکی کاه و نبیذم فرست
  6. شمارهٔ ۴۰۳ - در جواب مکتوب دوستیهست در دیدهٔ من خوب‌تر از روی سپید
  7. شمارهٔ ۴۰۴ - در قناعت و خویشتن‌داریای به دریای عقل کرده شناه
  8. شمارهٔ ۴۰۵ - مطایبهچند مهتاب بر تو پیماید
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.