پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۴۰۰ - در مدیح

به خدایی که ذات لم یزلش

باشد از سر بندگان آگاه

دست صنعتش ز اقتدار نهد

بر سر آفتاب و ماه کلاه

زر فشاند ز صبح هر روزی

در خم این زمردین خرگاه

به رسولی که بد سبابهٔ او

سبب جامه خرقه کردن ماه

به امینی که آورید بدو

ز اسمان امر و نهی بی‌اکراه

به کتابی که تا بدو داریم

از گناهان به روز حشر گواه

به کلامی که مهر ایمانست

چیست آن لا اله الا الله

که اگر هست یا بخواهد بود

ملک و دین را نظیر همچو تو شاه

تا جهان باشد از تو نازان باد

رایت و چتر و تخت و تاج و کلاه

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۰۲پارگکی کاه و نبیذم فرست
  2. شمارهٔ ۴۰۳ - در جواب مکتوب دوستیهست در دیدهٔ من خوب‌تر از روی سپید
  3. شمارهٔ ۴۰۴ - در قناعت و خویشتن‌داریای به دریای عقل کرده شناه
  4. شمارهٔ ۴۰۵ - مطایبهچند مهتاب بر تو پیماید
  5. شمارهٔ ۴۰۶ - در مذمت شاعریشعر دور از تو حیض مردانست
  6. شمارهٔ ۴۰۷ - سلطان سنجر را گویدای جهان را عدل تو آراسته
  7. شمارهٔ ۴۰۸ - در ذم فتوحی شاعرای بر در بامداد پندار
  8. شمارهٔ ۴۰۹ - شراب خواستهیک دو منک می سه تن به چار جوانب
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.