پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۴۰۸ - در ذم فتوحی شاعر

ای بر در بامداد پندار

فارغ چو همه خران نشسته

نامت به میان مردمان در

چون آتشی از چنار جسته

ما را فلک گزاف پیشه

بر آخور شرکت تو بسته

نارسته ز جهل و برده هر روز

نوباوهٔ احمقی برسته

با شومی جهل هرکه در ساخت

فالش نکند فلک خجسته

طفلند ممیزان و زینند

احرار چو دایه سینه خسته

باری چو درخت سست بیخی

کم ده به تبر ز شاخ دسته

در مجلس روزگارت این بس

کز درزه رسیده‌ای به دسته

طوفان منازعت مینگیز

ای ساکن کشتی شکسته

اف از خور و خواب اگر نبودیم

در سلک تناسب از تو رسته

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۱۰وزیر ملک‌پرور صدر دنیی
  2. شمارهٔ ۴۱۱ - حضور دوستی خواهدای زمین را ز بهر خدمت تو
  3. شمارهٔ ۴۱۲ - شراب خواهدبار خدایا به فضل بندهٔ خود را
  4. شمارهٔ ۴۱۳ - در طلب شرابچاکر ز روی عجز سؤالی همی کند
  5. شمارهٔ ۴۱۴شب تاریک و باد سرد و ابر تند و بارنده
  6. شمارهٔ ۴۱۵ - در مرثیهٔ مجدالدین ابوالحسن عمرانیهیچ می‌دانی که در گیتی ز مرگ بوالحسن
  7. شمارهٔ ۴۱۶ - در مدح پادشاه زمانای خدایت به پادشاهی خلق
  8. شمارهٔ ۴۱۷ - در طلب هیزمای ز دست تجاسر خادم
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.