پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۹۸ - در مذمت افلاک

ای پسر تا به فلک ظن سخاوت نبری

کانچه بدهد به یسارت بستاند به یمین

آفتابش که در این دعوی رایت بفراشت

اگر انصاف دهی آیت بخلیست مبین

از بخیلی نبود آنکه کسی دادهٔ خویش

برکشد از سر آن تا فکند در بر این

پارهٔ ابر سیه را ندهد بهرهٔ نور

تا به اندازهٔ آن باز نخواهد ز زمین

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۰۰ - در مدیحبه خدایی که ذات لم یزلش
  2. شمارهٔ ۴۰۱ز ابتدا کاندر آمدی به عمل
  3. شمارهٔ ۴۰۲پارگکی کاه و نبیذم فرست
  4. شمارهٔ ۴۰۳ - در جواب مکتوب دوستیهست در دیدهٔ من خوب‌تر از روی سپید
  5. شمارهٔ ۴۰۴ - در قناعت و خویشتن‌داریای به دریای عقل کرده شناه
  6. شمارهٔ ۴۰۵ - مطایبهچند مهتاب بر تو پیماید
  7. شمارهٔ ۴۰۶ - در مذمت شاعریشعر دور از تو حیض مردانست
  8. شمارهٔ ۴۰۷ - سلطان سنجر را گویدای جهان را عدل تو آراسته
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.