پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۹۱ - پیراهن کتان سنبلی از فریدالدین کاتب خواهد

ای پایهٔ دانش از دلت عالی

وی دیدهٔ بخشش از کفت روشن

آمال و نسیم و بوی خلق تو

یعقوب و نسیم و بوی پیراهن

پیراهن مدت تو دوران را

تا حشر فرو گرفته پیرامن

همچون زه و جیب قدر و رایت را

دست مه و آفتاب در گردن

ایام گریز پای سرگردان

بر پای تو سر نهاده چون دامن

آیا به چه فن توانمت دیدن

ای در همه فن چو مردم یک فن

از جیب کتان سنبلیی تو

سر برزده قلتبانی یعنی من

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۹۳ - از بزرگی مسحی و رانین خواهدحسام دولت و دین ای خدای داده ترا
  2. شمارهٔ ۳۹۴ - در مدحای جوان بخت پیر ملت و ملک
  3. شمارهٔ ۳۹۵ - در مذمت دشمنان صاحبچهار چیز ز ارکان بارگاه تو باد
  4. شمارهٔ ۳۹۶ - فی اقتراح الذهبای فلک قدری که در انگشت قدر و همتت
  5. شمارهٔ ۳۹۷ - زین‌الدین عبدالله از استر افتاده و حکیم به عیادت او نرفته بود این قطعه در عذر تقصیر خویش گفتهای بزرگی که از شمایل و قدر
  6. شمارهٔ ۳۹۸ - در مذمت افلاکای پسر تا به فلک ظن سخاوت نبری
  7. شمارهٔ ۳۹۹ - در مدح سلطان ملکشاه ثانیشادباش ای خسرو عادل عماد دین و داد
  8. شمارهٔ ۴۰۰ - در مدیحبه خدایی که ذات لم یزلش
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.