پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۸۳ - نصیحت

کم عیالی سعادتیست که مرد

نرود جز برای خویش بدان

مرد رد نیز بند تخته و غل

جز عیال گران مدان به جهان

گرچه مردانگی به جهد کند

نتواند شد از میان به کران

در کواکب نگاه کن به شگفت

تا ببینی دلیل این به عیان

ماه تنهاست زین سبب شب و روز

می‌کند گرد آسمان جولان

گاه باشد به شرق و گاه به غرب

گاه در حوت و گاه در سرطان

نعش مسکین که دختران دارد

لاجرم والهست و سرگردان

نه طلوعست مر ورا نه غروب

صعب کاریست این عیال گران

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۸۵ - در مرثیهای جهانت به مهر دل جویان
  2. شمارهٔ ۳۸۶ - در قناعتما را برون ز حکمت یونانیان چو هست
  3. شمارهٔ ۳۸۷ - در طلب شرابخواجه اسفندیار می‌دانی
  4. شمارهٔ ۳۸۸ - طلب پنبه و روغن کندایا خورشید و مه در پیش رایت تیره و تاری
  5. شمارهٔ ۳۸۹ - نکتهٔ موزوننشاید بهر آداب ندیمی
  6. شمارهٔ ۳۹۰ - در علو همت و کمال نفس خودسگ خشم و خر شهوت که زبون‌گیری نیست
  7. شمارهٔ ۳۹۱ - پیراهن کتان سنبلی از فریدالدین کاتب خواهدای پایهٔ دانش از دلت عالی
  8. شمارهٔ ۳۹۲ - در شکایتمن از تاثیر این گردنده گردون
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.