پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۸۲ - در شکایت اهل زمان

روبهی می‌دوید از غم جان

روبه دیگرش بدید چنان

گفت خیرست بازگوی خبر

گفت خر گیر می‌کند سلطان

گفت تو خر نیی چه می‌ترسی

گفت آری ولیک آدمیان

می‌ندانند و فرق می‌نکنند

خر و روباهشان بود یکسان

زان همی ترسم ای برادر من

که چو خر برنهندمان پالان

خر ز روباه می‌بنشناسند

اینت کون خران و بی‌خبران

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۸۴روی بخت خواجه خرم همچو گل
  2. شمارهٔ ۳۸۵ - در مرثیهای جهانت به مهر دل جویان
  3. شمارهٔ ۳۸۶ - در قناعتما را برون ز حکمت یونانیان چو هست
  4. شمارهٔ ۳۸۷ - در طلب شرابخواجه اسفندیار می‌دانی
  5. شمارهٔ ۳۸۸ - طلب پنبه و روغن کندایا خورشید و مه در پیش رایت تیره و تاری
  6. شمارهٔ ۳۸۹ - نکتهٔ موزوننشاید بهر آداب ندیمی
  7. شمارهٔ ۳۹۰ - در علو همت و کمال نفس خودسگ خشم و خر شهوت که زبون‌گیری نیست
  8. شمارهٔ ۳۹۱ - پیراهن کتان سنبلی از فریدالدین کاتب خواهدای پایهٔ دانش از دلت عالی
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.