پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۸۱ - در غیبت پیروزشاه از بلخ و تهنیت قدوم او

احمد مرسل ز خاک مکه چون هجرت گزید

مدتی آن خطه بود انگشت نومیدی گزان

باز چون باز آمد از اقبال میمون موکبش

تازه شد چون در سحرگاهان گل از باد بزان

بلخ را پیروز شاه احمد همان هجرت نمود

تا فروبارید از هم همچو برگ اندر خزان

باز چون در ظل عالی رایتش آرام یافت

زنده شد بار دگر چون از صبا شاخ رزان

شکر یزدان را که شد آباد و خرم تا به حشر

قبهٔ اسلام ازین و کعبهٔ اسلام از آن

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۸۳ - نصیحتکم عیالی سعادتیست که مرد
  2. شمارهٔ ۳۸۴روی بخت خواجه خرم همچو گل
  3. شمارهٔ ۳۸۵ - در مرثیهای جهانت به مهر دل جویان
  4. شمارهٔ ۳۸۶ - در قناعتما را برون ز حکمت یونانیان چو هست
  5. شمارهٔ ۳۸۷ - در طلب شرابخواجه اسفندیار می‌دانی
  6. شمارهٔ ۳۸۸ - طلب پنبه و روغن کندایا خورشید و مه در پیش رایت تیره و تاری
  7. شمارهٔ ۳۸۹ - نکتهٔ موزوننشاید بهر آداب ندیمی
  8. شمارهٔ ۳۹۰ - در علو همت و کمال نفس خودسگ خشم و خر شهوت که زبون‌گیری نیست
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.