پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی

اهلی شیرازی

رباعیات

۶۳۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۵۴۱ یارب دل من ز سینه ریشان گردان
  2. شمارهٔ ۵۴۲ اهلی بگسل ز صحبت هیچکسان
  3. شمارهٔ ۵۴۳ اهلی که بود خاک ره درد کشان
  4. شمارهٔ ۵۴۴ ساقی قدحی ببخش و بیداد مکن
  5. شمارهٔ ۵۴۵ هرگز نشود حسن چنین خوار که من
  6. شمارهٔ ۵۴۶ تا حال من حزین چه خواهد بودن
  7. شمارهٔ ۵۴۷ ساقی، چو چراغ سحرم زار و زبون
  8. شمارهٔ ۵۴۸ ای یوسف جان درون پیراهن تو
  9. شمارهٔ ۵۴۹ باد است سخن ز مدح پر باد مشو
  10. شمارهٔ ۵۵۰ بسرشت بچل صباح ایزد گل تو
  11. شمارهٔ ۵۵۱ گر سفله غنی شود چه جود آید ازو
  12. شمارهٔ ۵۵۲ هرکس که هوای نفس شد پیشه او
  13. شمارهٔ ۵۵۳ زن دوست نداری که بود دشمن تو
  14. شمارهٔ ۵۵۴ چون سبزه نخست بود همسایه سرو
  15. شمارهٔ ۵۵۵ با اینهمه بی نیازی و حشمت تو
  16. شمارهٔ ۵۵۶ گفتی غرضت ز بندگی چیست بگو
  17. شمارهٔ ۵۵۷ ای برقع ماه زلف همچون شب تو
  18. شمارهٔ ۵۵۸ ما را همه دم هوای یاریست ز نو
  19. شمارهٔ ۵۵۹ اهلی چو سگ تو شد مشو غافل ازو
  20. شمارهٔ ۵۶۰ آن دل که نگشته ام دمی خرم ازو
  21. شمارهٔ ۵۶۱ یارب تو خداوندی و ما بنده همه
  22. شمارهٔ ۵۶۲ دشمن چو توانا شود و خونخواره
  23. شمارهٔ ۵۶۳ درمعرکه بگریز ز پیکان همه
  24. شمارهٔ ۵۶۴ آدم که خداش سرفرازی داده
  25. شمارهٔ ۵۶۵ عالم شب و روزیست درین حادثه گاه
  26. شمارهٔ ۵۶۶ ما میوه این چمن چشیدیم همه
  27. شمارهٔ ۵۶۷ آن گل که بود رخش گلستان همه
  28. شمارهٔ ۵۶۸ در عشق زبونی از زبردستی به
  29. شمارهٔ ۵۶۹ ایچشمه آفتاب با روی چو ماه
  30. شمارهٔ ۵۷۰ عشق تو بلای عقل و دین است همه
  31. شمارهٔ ۵۷۱ یا رب بکرم نگاهدارنده تویی
  32. شمارهٔ ۵۷۲ ای محرم راز دل چه بیگانه وشی
  33. شمارهٔ ۵۷۳ ای آب بقا اگر ز گل پاک شوی
  34. شمارهٔ ۵۷۴ اهلی ز جهان چو قسمت خویش خوری
  35. شمارهٔ ۵۷۵ اهلی بسخن کجا رسیدی باری
  36. شمارهٔ ۵۷۶ گر از همه کس بلطف و احسان گذری
  37. شمارهٔ ۵۷۷ ایخواجه ز بخل اگر تو ایمان بدهی
  38. شمارهٔ ۵۷۸ با هر که دمی نشست و برخاست کنی
  39. شمارهٔ ۵۷۹ گر در پی قول و فعل سنجیده شوی
  40. شمارهٔ ۵۸۰ ایخاک چرا چو آتش از جا شده‌ای
  41. شمارهٔ ۵۸۱ از عامه مشو ملول اگر با درکی
  42. شمارهٔ ۵۸۲ رحمان طلبی ز اهل عرفان گردی
  43. شمارهٔ ۵۸۳ خضر ره ماست عقل در راهبری
  44. شمارهٔ ۵۸۴ هر چند حریف شاهد نغز شوی
  45. شمارهٔ ۵۸۵ هر سبزه گل که بر دمد ز آب و گلی
  46. شمارهٔ ۵۸۶ من گرچه نمیزنم دم از دانایی
  47. شمارهٔ ۵۸۷ اهلی تو گهی قبول جانان گردی
  48. شمارهٔ ۵۸۸ یارب خجلم بغایت از روی نبی
  49. شمارهٔ ۵۸۹ شرع از پی آن بود که غوغا نکنی
  50. شمارهٔ ۵۹۰ ایخواجه که از خلق بمال افزونی
  51. شمارهٔ ۵۹۱ گر حج نکنی کجا بجایی برسی
  52. شمارهٔ ۵۹۲ ایخواجه که در حقیقت حق کوشی
  53. شمارهٔ ۵۹۳ هر گاه که در معنی قرآن برسی
  54. شمارهٔ ۵۹۴ گر منکر حشر و نشر و رستاخیزی
  55. شمارهٔ ۵۹۵ هر چند که جز بلطف باری نخوری
  56. شمارهٔ ۵۹۶ بی تربیت حکیم چیزی نشوی
  57. شمارهٔ ۵۹۷ گر در نظر خجسته فالی برسی
  58. شمارهٔ ۵۹۸ آن به که بکس مزاح بازی نکنی
  59. شمارهٔ ۵۹۹ خوش زی بکسان که بینی از دهر خوشی
  60. شمارهٔ ۶۰۰ از مهر بتان اگر چه فرسوده شوی

متن اشعار به نقل از گنجور.