پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸۰

دلا چو باز گریزان ز وصل مردم باش

دمی بهر که بر آری دمی دگر گم باش

اگر هوای نشستن به صحبتی داری

درون میکده بنشین مصاحب خم باش

مباش بیهده گو بلبل خوش الحان شو

گهی خموش نشین گاه در تکلم باش

به رغم مدعیان همچو شمع اگر سوزی

میان آتش سوزنده در تبسم باش

هوای مسند شاهی چه میکنی اهلی

گدای گوشه نشین شو بصد تنعم باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸۲ما که از اول بلی گفتیم با دلدار خویش
  2. شمارهٔ ۸۸۳من نه آنم که بنالم ز دل افکاری خویش
  3. شمارهٔ ۸۸۴یار باید بر سر ما سایه گستر بودنش
  4. شمارهٔ ۸۸۵کشته ام خار ملامت همه پیرامن خویش
  5. شمارهٔ ۸۸۶بصبح وصل کشد این شب ستم خوشباش
  6. شمارهٔ ۸۸۷از یار مکن ناله و لب بسته ز غم باش
  7. شمارهٔ ۸۸۸چون بخیال آیدم سرو قباپوش خویش
  8. شمارهٔ ۸۸۹کوی او خواهی دلا محنت کش اغیار باش
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.