پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸۷

از یار مکن ناله و لب بسته ز غم باش

گر همنفس آیینه یی حاضر دم باش

در پرده ناموس محبت نتوان یافت

ناموس خود آتش زن و چون شمع علم باش

در عشق فراغت طلبی همت پست است

مارا سر راحت نبود گو همه غم باش

خوشباش اگرت چهره بخون سرخ کند یار

هر رنگ که مقصود دل اوست تو هم باش

از کشتن عشاق پشیمان مشو ایشوخ

آنجا که تویی گو همه آفاق عدم باش

با اهل نظر ترک جف غایت جورست

زنهار که رحمی کن و در بند ستم باش

اهلی که سگ تست اگر زد نفسی گرم

او را بکرم عفو کن از اهل کرم باش

از غیر ببر همدم این بی دل و دین باش

تا چند چنانی نفسی نیز چنین باش

چون ملک تو شد ملک ملاحت بوفا کوش

آن خود همه آن تو بود در پی این باش

باری چو ستم میکنی ای مه چو فلک کن

ظاهر بنما مهر و نهان در پی کین باش

من شاد بدرد غمی از جام وصالم

گو بخش من از بزم وصال تو همین باش

بی مهر پری مهر سلیمان چکند کس

گو روی زمینش همه در زیر نگین باش

با خلق مزن اشک صفت دم ز کدورت

دل صاف کن و آینه روی زمین باش

جاییکه کند جلوه گری زاغ چو طاووس

اهلی تو چو سیمرغ برو گوشه نشین باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸۹کوی او خواهی دلا محنت کش اغیار باش
  2. شمارهٔ ۸۹۰نیست عیب از لاله گر لافد به گلبرگ ترش
  3. شمارهٔ ۸۹۱عاقبت بگذرد این تیره شب غم خوشباش
  4. شمارهٔ ۸۹۲تا تو زیر پوست همچون گرگی ای پشمینه پوش
  5. شمارهٔ ۸۹۳میرم بدان تغافل و پروا نکردنش
  6. شمارهٔ ۸۹۴از ضعف اگر در آینه بینم جمال خویش
  7. شمارهٔ ۸۹۵مگسل ز یار و بر سر عهد نخست باش
  8. شمارهٔ ۸۹۶من آب خضر جویم بهر سگان کویش
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.