پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۴

بر من از دورش به نوبت ساغر می می‌رسد

نوبت ما یارب از دور فلک کی می‌رسد

مرهمی تا کی رسد بر ریش دل از لعل او

حالیا زان غمزه‌ام زخم پیاپی می‌رسد

عاشق لب‌تشنه را از ساقی دور فلک

دیده پرخون می‌شود تا جرعه‌ای می می‌رسد

در تحمل جان سخت من چو سنگ خاره است

زین همه سختی که بر جان من از وی می‌رسد

باد اگر بر استخوانم می‌وزد از سوز دل

آتش سوزنده را مانَد که بر نی می‌رسد

صبر کن از زخم دل اهلی که آن ابروکمان

مرهمی گر می‌نهد صد ناوک از پی می‌رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۶جایم بروز واقعه پهلوی او کنید
  2. شمارهٔ ۵۲۷دلی که شاد ز وصل تو دیر دیر شود
  3. شمارهٔ ۵۲۸چون ننالم که ز عشقم همه بیداد رسد
  4. شمارهٔ ۵۲۹اطیفه عجب از غمزه نرگست دادند
  5. شمارهٔ ۵۳۰خوشم به هجر تو گر وصل صد حضور آرد
  6. شمارهٔ ۵۳۱صیدِ آن شوخم که هرگه بزم عشرت می‌نهد
  7. شمارهٔ ۵۳۲سر به جای پای در میخانه می‌باید نهاد
  8. شمارهٔ ۵۳۳نصیب کوهکن از وصل دوست چون باشد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.