پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۳

دل از غم زار و یارش صحبت اغیار می‌باید

هلاک جان عاشق را همین در کار می‌باید

به لاف عاشقی نتوان ز خیل عشقبازان شد

جگر پرخون و دل پُردرد و دل افگار می‌باید

به اندک عشوهٔ لطفی که از یاری کسی خواهد

تحمل بر جفای دشمنش بسیار می‌باید

بدان کان نمک یعقوب یوسف را کند همسر

دریغا دیدهٔ بینا درین بازار می‌باید

بهشت و کوثر و غلمان ترا ارزانی ای زاهد

سخن از یار گو با ما که ما را یار می‌باید

چه سود از این که می‌گویم فدایت باد جان من

به گفتن راست ناید کار را کردار می‌باید

سر کوی تو گلزاری‌ست ای سرو از گل‌اندامان

چو اهلی عندلیبی هم در این گلزار می‌باید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۵شاید که پرده زان رخ باد صبا گشاید
  2. شمارهٔ ۵۲۶جایم بروز واقعه پهلوی او کنید
  3. شمارهٔ ۵۲۷دلی که شاد ز وصل تو دیر دیر شود
  4. شمارهٔ ۵۲۸چون ننالم که ز عشقم همه بیداد رسد
  5. شمارهٔ ۵۲۹اطیفه عجب از غمزه نرگست دادند
  6. شمارهٔ ۵۳۰خوشم به هجر تو گر وصل صد حضور آرد
  7. شمارهٔ ۵۳۱صیدِ آن شوخم که هرگه بزم عشرت می‌نهد
  8. شمارهٔ ۵۳۲سر به جای پای در میخانه می‌باید نهاد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.