پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۸

چون ننالم که ز عشقم همه بیداد رسد

بجز از ناله زارم که به فریاد رسد

صورت چین که به آرایش نقاش کسی است

کی بزیبایی آن حسن خدا داد رسد

مرهمی نه بدل از خنده شیرین ورنه

از ترشرویی شیرین چه بفرهاد رسد

شاخ طوبی نتواند به تو ایشیخ رسید

چکند شاخ گیاهی که بشمشاد رسد

با غم روی تو آسوده و مجموع دلم

آه گر زلف پریشان تو با باد رسد

آه من خاطر مجموع پریشان سازد

دور باد آنکه بدان سرودل آزاد رسد

زهر چشمی بنما اهلی دلسوخته را

تا بیک چشم زدن در عدم آباد رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۰خوشم به هجر تو گر وصل صد حضور آرد
  2. شمارهٔ ۵۳۱صیدِ آن شوخم که هرگه بزم عشرت می‌نهد
  3. شمارهٔ ۵۳۲سر به جای پای در میخانه می‌باید نهاد
  4. شمارهٔ ۵۳۳نصیب کوهکن از وصل دوست چون باشد
  5. شمارهٔ ۵۳۴بعد مرگم زاغ چون هر پاره جایی افکند
  6. شمارهٔ ۵۳۵چون گل روی تو را آتش می تاب دهد
  7. شمارهٔ ۵۳۶مرا حیات ابد از لبت هوس باشد
  8. شمارهٔ ۵۳۷شیوه خوبی لیلی همه کس چون داند؟
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.