پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۲

سر به جای پای در میخانه می‌باید نهاد

جای مردان را قدم مردانه می‌باید نهاد

گر خراباتی و مستی جامهٔ رندی بپوش

ورنه این زهد و ورع در خانه می‌باید نهاد

اندک‌اندک چند سوزد کس به داغ عاشقی

داغ دل یکباره چون پروانه می‌باید نهاد

واعظا، ما نیز بیداریم پر افسون مدم

کودکان را گوش بر افسانه می‌باید نهاد

اهلی آن گنجی که می‌جویی در این ویرانه نیست

پا برون زین عالم ویرانه می‌باید نهاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۴بعد مرگم زاغ چون هر پاره جایی افکند
  2. شمارهٔ ۵۳۵چون گل روی تو را آتش می تاب دهد
  3. شمارهٔ ۵۳۶مرا حیات ابد از لبت هوس باشد
  4. شمارهٔ ۵۳۷شیوه خوبی لیلی همه کس چون داند؟
  5. شمارهٔ ۵۳۸خط دمید از رخ او کار بلا بالا شد
  6. شمارهٔ ۵۳۹کی بمن وصل چنین غایه مویی برسد
  7. شمارهٔ ۵۴۰چشم صاحبدل نظر چون بر رخ گل می‌کند
  8. شمارهٔ ۵۴۱هرکه شد سامان طلب پیوسته دردسر کشد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.