پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات

شمارهٔ ۹

مرا کناره ی جویی و یک سبوی شراب

هزار بار زجنت به است و بوی شراب

کنون که در دم نزعم پیاله ده که به گور

کسی شراب برد به که آرزوی شراب

عجب که روزه ما را خدا قبول کند

هلال عید نه بینم اگر به روی شراب

اگر بهشت نبودی مقام می خواران

نیافریدی دروی خدای جوی شراب

نه کعبه است که ره بی دلیل نتوان رفت

به سوی میکده ات رهنماست بوی شراب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱بی‌گل روی تو بر ما جام صهبا آتش است
  2. شمارهٔ ۱۲تار زلفت گر چو بخت تار با ما یار نیست
  3. شمارهٔ ۱۳منت ایزد را که سودای توام از سر نرفت
  4. شمارهٔ ۱۴ز یار شکوه عاشق به کفر نزدیک است
  5. شمارهٔ ۱۵گرنه دلجویی نمودی قامت دلجوی دوست
  6. شمارهٔ ۱۶نسبتی محراب ابرو را به هر محراب نیست
  7. شمارهٔ ۱۷لب ز کوثر تر نمی‌سازیم ما تا آتش است
  8. شمارهٔ ۱۸ز ضعف تن مژه‌ام را به هم رسیدن نیست
همه‌ی غزلیات ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.