پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

بی‌گل روی تو بر ما جام صهبا آتش است

در نظر آب است اما در سویدا آتش است

دور از او تا جام بر لب می‌نهم می‌سوزدم

می که با او آب حیوان است تنها آتش است

جلوهٔ معشوق بر هرکس به قدر حال اوست

آنچه گل بینی تو بر بلبل سراپا آتش است

گریم و نالم به یاد لعل رخسارش، مرا

در فراقش کار گه با آب و گه با آتش است

گریه افزون می‌کند سوز دل صدپاره را

من نمی‌دانم که آب است اشک من یا آتش است

آه عالم‌سوز خواهم اشک خونین گو مباش

کی کند پروانه رغبت آب را تا آتش است

آب چشم و آتش دل هردو می‌سوزد مرا

ای خوشا پروانه کو را خصم تنها آتش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳منت ایزد را که سودای توام از سر نرفت
  2. شمارهٔ ۱۴ز یار شکوه عاشق به کفر نزدیک است
  3. شمارهٔ ۱۵گرنه دلجویی نمودی قامت دلجوی دوست
  4. شمارهٔ ۱۶نسبتی محراب ابرو را به هر محراب نیست
  5. شمارهٔ ۱۷لب ز کوثر تر نمی‌سازیم ما تا آتش است
  6. شمارهٔ ۱۸ز ضعف تن مژه‌ام را به هم رسیدن نیست
  7. شمارهٔ ۱۹یار شادان رفت و با خود جان ناشادم نبرد
  8. شمارهٔ ۲۰مطلب هرکس که بینی مالی و جاهی بود
همه‌ی غزلیات ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.