پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات

شمارهٔ ۵

ز گریه منع مکن دیده پر آب مرا

که برطرف کنی از کشتن اضطراب مرا

مرا بسوز پس از کشتنم که سیمابم

مگر به آب دهد کلبه خراب مرا

شکفته دیدم گل های داغ و دانستم

که سوی من نظری هست آفتاب مرا

ز دیده منت شب زنده داری از چه کشم

که غمزه ی تو به تاراج برد خواب مرا

گداخت پیکرم از جوش خون چه چاره کنم

که شیشه تاب نمی آورد شراب مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷چون گرم گریه کردم چشم گهرفشان را
  2. شمارهٔ ۸سوختم ترسم که رویش دیده باشد بی نقاب
  3. شمارهٔ ۹مرا کناره ی جویی و یک سبوی شراب
  4. شمارهٔ ۱۰عشق گل گر آشکارا کرد بلبل باک نیست
  5. شمارهٔ ۱۱بی‌گل روی تو بر ما جام صهبا آتش است
  6. شمارهٔ ۱۲تار زلفت گر چو بخت تار با ما یار نیست
  7. شمارهٔ ۱۳منت ایزد را که سودای توام از سر نرفت
  8. شمارهٔ ۱۴ز یار شکوه عاشق به کفر نزدیک است
همه‌ی غزلیات ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.