پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات

شمارهٔ ۷

چون گرم گریه کردم چشم گهرفشان را

انداختم به ساحل چون موج آسمان را

ترسم زننگ ننهد دیگر بر آستان پا

ورنه به بوسه زحمت میدادم آستان را

تا زودتر بسوزی ای برق آه او را

چون عندلیب از خس میسازم آشیان را

گر بودی از سگانش امید التفاتی

کی بود تاب بودن در سینه استخوان را

جان را نبود قوت کز سینه تا لب آید

از چاک سینه صد در بررخ گشوده جان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹مرا کناره ی جویی و یک سبوی شراب
  2. شمارهٔ ۱۰عشق گل گر آشکارا کرد بلبل باک نیست
  3. شمارهٔ ۱۱بی‌گل روی تو بر ما جام صهبا آتش است
  4. شمارهٔ ۱۲تار زلفت گر چو بخت تار با ما یار نیست
  5. شمارهٔ ۱۳منت ایزد را که سودای توام از سر نرفت
  6. شمارهٔ ۱۴ز یار شکوه عاشق به کفر نزدیک است
  7. شمارهٔ ۱۵گرنه دلجویی نمودی قامت دلجوی دوست
  8. شمارهٔ ۱۶نسبتی محراب ابرو را به هر محراب نیست
همه‌ی غزلیات ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.