پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹

به افسون بخت من چین از جبین یار نگشاید

بلی از هر نسیمی گل درین گلزار نگشاید

چنان بگرفته در آغوش چشمم نقش رخسارش

که از یکدیگر او را مژده دیدار نگشاید

همین فرق است از منصور تا من که آن چنان خوارم

که بهر سوختن هم کس مرا از دار نگشاید

زمن هر ذره خواهان غم و ترسم که چون جایی

هجوم مشتری شد کاروانی بار نگشاید

هوسناکان وصال دوست می جویند عاشق را

سرت گردم، گره بر کار زن تا کار نگشاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱دردا که یار بر سر لطف نهان نماند
  2. شمارهٔ ۳۲هرگز دل شکسته ما شادمان نبود
  3. شمارهٔ ۳۳جان سپردیم و اسیریم درین دام هنوز
  4. شمارهٔ ۳۴از صبوری لاف زد خون دل ناشاد ریز
  5. شمارهٔ ۳۵بحمدالله که در قتلم تعلل کرد گیسویش
  6. شمارهٔ ۳۶به پیش آتش آهم زبانهٔ آتش
  7. شمارهٔ ۳۷هرچند شمع مجلسی، ای دل خموش باش
  8. شمارهٔ ۳۸اگر سوسن صفت بودی زبانی در دهان گل
همه‌ی غزلیات ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.