پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

در سینه ای که عشق درآمد هوس نماند

در وادی یی که آتشی افتاد خس نماند

در سینه بود با تو نفس رشک داشتم

چندان کشیدم آه که دیگر نفس نماند

از هر طرف که می نگرم در مقابلی

زان چون گذشتم از تو نگه باز پس نماند

دردا که از نگاه تو هرکس که بود سوخت

فرقی میان عاشق و صاحب هوس نماند

تا دل نمرد چاک نزد یار سینه‌ام

اکنون قفس شکست که مرغ قفس نماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰دیوار و در آلوده به خون جگرم کرد
  2. شمارهٔ ۳۱دردا که یار بر سر لطف نهان نماند
  3. شمارهٔ ۳۲هرگز دل شکسته ما شادمان نبود
  4. شمارهٔ ۳۳جان سپردیم و اسیریم درین دام هنوز
  5. شمارهٔ ۳۴از صبوری لاف زد خون دل ناشاد ریز
  6. شمارهٔ ۳۵بحمدالله که در قتلم تعلل کرد گیسویش
  7. شمارهٔ ۳۶به پیش آتش آهم زبانهٔ آتش
  8. شمارهٔ ۳۷هرچند شمع مجلسی، ای دل خموش باش
همه‌ی غزلیات ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.