پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱

چشم ترم به آب رسانیده آب را

حاجت نشد به رفتن دریا سحاب را

وصل تو را زبخت سیه چون طلب کنم

از شب طلب نکرده کسی آفتاب را

بر رغم من بود که نقاب افکند به رخ

باید کشید منتی از من نقاب را

مقصود دل ز گریه فنا نیست و بس

از زخم نیست گریه بر آتش کباب را

مشکل اگر جهان حذر از اشک من کند

بیمی ز سیل نیست سرای خراب را

گیرم غمم به خواب گذارد چه سان دهم

جا در حریم عکس رخ یار خواب را

هرکس که آشنای تو بیگانه نیست

بیگانگی ز چشمم از آن است خواب را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳مخواه از دوستان ای دوست عذر کم‌نگاهی را
  2. شمارهٔ ۴از آن در سینه دارم دل که باشد درد و داغ آنجا
  3. شمارهٔ ۵ز گریه منع مکن دیده پر آب مرا
  4. شمارهٔ ۶بهر قتلم یک نفس بس نرگس جانانه را
  5. شمارهٔ ۷چون گرم گریه کردم چشم گهرفشان را
  6. شمارهٔ ۸سوختم ترسم که رویش دیده باشد بی نقاب
  7. شمارهٔ ۹مرا کناره ی جویی و یک سبوی شراب
  8. شمارهٔ ۱۰عشق گل گر آشکارا کرد بلبل باک نیست
همه‌ی غزلیات ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.