پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳

شش جهت زن‌قحبه بازار است گوئی نیست؟ هست

و اندر او زن‌قحبگی کار است گوئی نیست؟ هست

گر به دستار است باد کله‌ی زن‌قحبه شیخ

کیر خر را نیز دستار است گوئی نیست؟ هست

هر کجا یک دانه زین...تخم از روی ریع

سگ به خرمن خر بخروار است گوئی نیست؟ هست

سیم خود پذرفت و سنگ افکند بر صوفی گول

زاهد زن‌قحبه عیار است گوئی نیست؟ هست

خاک بختی کوه پالان آسمان نه تو جوال

وز بشرزن‌قحبگی بار است گوئی نیست؟ هست

سیرت زن‌قحبگی در صورت زن‌قحبگان

نرم نرمک موش و انبار است گوئی نیست؟ هست

قربت زن‌قحبه مردم با من از روی قیاس

ماجرای کیک و شلوار است گوئی نیست هست

گاد این... بی آزرم مردم سخت و سست

داستان میخ و دیوار است گوئی نیست هست

نفخ مهر شیخ ز امعای ضمیر اخراج به

باد بر دل در شکم بار است گوئی نیست هست

این درد پیراهن آن و آن کشد شلوار این

مرز گیتی شهر سگ سار است گوئی نیست هست

چند و تا کی پرسی از من در جهان بسیار چیست

در جهان...بسیار است گوئی نیست هست

با چنین خر مردم ار گیتی چمد در ... ون گاو

غم به ...یر اسب سردار است گوئی نیست هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵گاه هش ... گی هنگام می ...گی
  2. شمارهٔ ۶من نگویم آفرینش سر به سر...اند
  3. شمارهٔ ۷مرا در رزم روس وازبک وافغان ...به
  4. شمارهٔ ۸کند خاک ار به خون شنگرف گونم چرخ زنگاری
  5. شمارهٔ ۹بَسَم خون خوردن از دوران این مینای...به
  6. شمارهٔ ۱۰دل از...گان بر کن که این خار
  7. شمارهٔ ۱۱به پیری مر مرا دل زان جوان رست
  8. شمارهٔ ۱۲بیار باده که آمد بهار...به
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.