پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

قطعات

شمارهٔ ۱۰۱

داغت پس از فنا به مزارم بهار کرد

چندان که مشت خاک مرا لاله‌زار کرد

گفتی که بعد ازین نزنم تیر خود به غیر

حرفی که گفته‌ای به دلم سخت کار کرد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۳در گلشن کویش که صبا راه ندارد
  2. شمارهٔ ۱۰۴رفتی از گلشن و گل‌ها همه دلگیر شدند
  3. شمارهٔ ۱۰۵جور چشم یار را ناچار می‌باید کشید
  4. شمارهٔ ۱۰۶دل شرح آتش ستم او نمی‌دهد
  5. شمارهٔ ۱۰۷دل بی‌درد مرا می‌سوزد
  6. شمارهٔ ۱۰۸دل یک نفس در آتش هجران طپید و ماند
  7. شمارهٔ ۱۰۹مریض عشق او بسیار بر بستر نمی‌ماند
  8. شمارهٔ ۱۱۰ز بخت خرمیم در نظر نمی‌آید
همه‌ی قطعات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.