پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

قطعات

شمارهٔ ۱۰۹

مریض عشق او بسیار بر بستر نمی‌ماند

اگر ماند شبی ماند شب دیگر نمی‌ماند

چه می‌گردانی ای گل این‌قدر اوراق خوبی را

که ناگه می‌وزد بادی که این دفتر نمی‌ماند

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۱۱به وعده‌ای دل من شاد اگر کنی چه شود
  2. شمارهٔ ۱۱۲شب هجران او می با دماغ من نمی‌سازد
  3. شمارهٔ ۱۱۳نتوانم نفسی صلح به پیراهن کرد
  4. شمارهٔ ۱۱۴بخت چون شمع به غیر از تب و تابم ندهد
  5. شمارهٔ ۱۱۵چنان دوست در پهلوی من نشیند
  6. شمارهٔ ۱۱۶سرمهٔ ناز ازان چشم سیه می‌ریزد
  7. شمارهٔ ۱۱۷اگر نقاب ز روی تو وا شود چه شود
  8. شمارهٔ ۱۱۸ز بس کاری ز دست نارسای من نمی‌آید
همه‌ی قطعات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.