پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۹۸۵

با غیر تو را خطاب تا کی

با من سخن عتاب تا کی

تو مست می شرور تا چند

من با جگر کباب تا کی

ای بخت اگر نمرده‌ای تو

چشمی بگشای خواب تا کی

سیماب نه‌ای دلا خدا را

آرام کن اضطراب تا کی

از دست بشوی خون اغیار

دست تو این خضاب تا کی

نخوانده تو عرضه‌ام کنی چاک

من منتظر جواب تا کی

گفتی که به خانهٔ تو آیم

ای خانهٔ من خراب تا کی

واسوخت ز عشق واقف آخر

بیچاره کشد عذاب تا کی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸۷کارم افتاد عزیزان به بت خودرای
  2. شمارهٔ ۹۸۸قصهٔ من شده مشهور و تو هم می‌دانی
  3. شمارهٔ ۹۸۹میانت را چو گفتم رشته رنجیدی چه فهمیدی
  4. شمارهٔ ۹۹۰تو بلبل طافت پرواز داری باز می‌نالی
  5. شمارهٔ ۹۹۱شکوهٔ آن بی‌وفا بسیار دارم دیدنی
  6. شمارهٔ ۹۹۲بهر عیادت دل غمگین نیامدی
  7. شمارهٔ ۹۹۳چه باشد گر به ما ای مرغ گلشن هم‌قفس گردی
  8. شمارهٔ ۹۹۴بنده را نیست تاب مهجوری
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.