پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۹۹۳

چه باشد گر به ما ای مرغ گلشن هم‌قفس گردی

چه باشد گر دو روزی با اسیران هم‌نفس گردی

تو را مستی و شبگردی پسند افتاده ماه من

زبانم لال می‌ترسم گرفتار لمس گردی

دلا همراه محمل می‌کنی زاری ز حد افزون

کزین زاری چه می‌خواهی مگر خواهی جرس گردی

تو خوبی لیکن از بد اختلاطی‌هات می‌ترسم

گلی یا رب مبادا هم‌نشین خار و خس گردی

چه داری آرزوی همدمی با این و آن واقف

تو بی‌برگی همان بهتر که با نی هم‌نفس گردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹۵از خودی بس که گرفتار خودی
  2. شمارهٔ ۹۹۶به پیریم شده رهزن جوان خودرای
  3. شمارهٔ ۹۹۷مرا دلی است چه دل کوچه‌گرد رسوای
  4. شمارهٔ ۹۹۸غیر شاد است ز وصل ای غم هجران مددی
  5. شمارهٔ ۹۹۹دردا که جز گناه ندارم بضاعتی
  6. شمارهٔ ۱۰۰۰ز شوخی جلوه‌ای بر من برای دلبری کردی
  7. شمارهٔ ۱۰۰۱جانم به لب رسید مدارا چه می‌کنی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.