پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۹۹۹

دردا که جز گناه ندارم بضاعتی

یک ساعتم ز عمر نشد صرف طاعتی

از هول روز هجر چه پرسی چه گویمت

روز قیامت است ازان روز ساعتی

پروانه‌ای چه چاره کند با هزار شمع

دل یک تن است و شعله‌عذاران جماعتی

چشمت نگشت سیر به یک لاله‌زار داغ

من سوختم دلا تو نداری قناعتی

واقف ز مشق شعر سیاه گشت نامه‌ام

دارم ز اهل بیت امید شفاعتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰۱جانم به لب رسید مدارا چه می‌کنی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.