پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۹۹۵

از خودی بس که گرفتار خودی

غافل از حال دل‌افگار خودی

غرق در چشمهٔ آیینه شدی

چقدر تشنهٔ دیدار خودی

چشم پرکار تو از پشت برد

مست از ساغر سرشار خودی

بینی آیینه و خوانی غزلی

عندلیب گل چنار خودی

سوختی جان خریداران را

بر سر گرمی بازار خودی

یک نفش آیینه از کف ندهی

بس که حیرت‌زده در کار خودی

دفع درد دل واقف نکنی

واله نرگس بیمار خودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹۷مرا دلی است چه دل کوچه‌گرد رسوای
  2. شمارهٔ ۹۹۸غیر شاد است ز وصل ای غم هجران مددی
  3. شمارهٔ ۹۹۹دردا که جز گناه ندارم بضاعتی
  4. شمارهٔ ۱۰۰۰ز شوخی جلوه‌ای بر من برای دلبری کردی
  5. شمارهٔ ۱۰۰۱جانم به لب رسید مدارا چه می‌کنی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.