پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۲

بگوی زاهد خودبین بادپیما را

که درد باده رهانید از خودی ما را

کسی که پا و سری یافت در دیار فنا

گزید خدمت رندان بی سر و پا را

اگرچه نقطه ز با یافت رتبه امکان

ولی به نقطه شناسند عارفان با را

مکن ملامتم از عاشقی که نتوان بست

ز دیدن رخ خورشید چشم حربا را

ز کوی دوست مگر می‌رسد نسیم صبا

که پر ز نافه چین کرده کوه و صحرا را

کمینه چاکری از بندگان پیر مغان

به یک اشاره کند زنده صد مسیحا را

روا مدار که هر دم به یاد روی گلی

چو غنچه چاک زنم جامه شکیبا را

به صد فسانه و افسون نمی‌کند بیرون

رقیب از سر مجنون هوای لیلا را

پیاله گیر که رندان به نیم جو نخرند

هزار ساله طاعات زهد و تقوا را

برو ز دست مده گر وصال می‌طلبی

فغان و ناله و فریاد و آه شب‌ها را

کسی به کنه کلام تو پی برد وحدت

که یافت در صدف لفظ در معنا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴آتش عشقم بسوخت خرقه طامات را
  2. شمارهٔ ۵یا میکده را دربند این رند شرابی را
  3. شمارهٔ ۶بر باد فنا تا ندهی گرد خودی را
  4. شمارهٔ ۷تا نشوئید به می دفتر دانایی را
  5. شمارهٔ ۸از باده مست گشت بت می‌پرست ما
  6. شمارهٔ ۹گردون چو زد لوای ولایت به بام ما
  7. شمارهٔ ۱۰لبریز تا ز باده نگردید جام ما
  8. شمارهٔ ۱۱باز آهنگ جنون کردیم ما
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.