پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

ماده تاریخ

شمارهٔ ۳۹ - در تاریخ فتح خراسان

منت خدای را که ز اقبال شاه ما

شاهنشهی که چرخ نهد روی بر درش

هرکس ز روی صدق سربندگی مدام

برخاک در گهش ننهد، خاک بر سرش

آیینه جمال ظفر، آب تیغ اوست

دندانه کلید در فتح، خنجرش

چشم طمع اگر شود احول، نمیدهد

فرصت عطای او که ببیند مکررش

گرداب سان سفینه نهد ناف بر زمین

کشتی نشین نماید اگر یاد لنگرش

بادا چو چرخ بر سر بدخواه تیغ او

گیرد چو آفتاب جهان نور افسرش

فتحی عجب نمود بتأیید ذوالجلال

خانی که برگزید شه هفت کشورش

نخلی که در ریاض خراسان نشاند شاه

بر لب رسید شکر خدا زود نوبرش

تابید نور فتح و ظفر از جبین او

روزی که شاه داد خطاب مظفرش

آن شیردل که همچو شغال اوزبکان سگ

دزدند دم بخود همه از بیم خنجرش

شیری که، قلب نیزه وران سپاه خصم

مأنوس تر بس ز نیستان بود برش

آن تیغ صف شکاف عدوکش، که قاصر است

تیغ زبان خامه ز تعریف جوهرش

خصمی که مینهاد ز اندوه پابرون

در پای شه فگند بشمشیر کین سرش

باد غرور کرد سر خصم را بچوب

شد چوب جانشین رگ گردن آخرش

میرفت کهنه یابو پریورقه، زآنکه کس

چوبی نکرده بود چنین بر سر خرش

پرکاه کرد کله پرباد خصم را

مغزی بهمرساند چنین عاقبت سرش

سدیست، پیش دشمن یأجوج سیرت او

بسته است بهر حفظ خراسان، سکندرش

دادش خدای خلعت توفیق این ظفر

از بهر خدمت در اولاد حیدرش

پای عدو ز ملک خراسان بریده شد

زین سرکه خورد از اوو، سپاه مظفرش

واعظ نگاشت از پی تاریخ فتح او:

«پای عدو برید از آن ملک چون سرش »!

ادامه‌ی ماده تاریخ

  1. شمارهٔ ۴۱ - در سوگ و تاریخ مرگ شاه عباس دومدر جهان ماتم و شوری دیدم
  2. شمارهٔ ۴۲ - در سوگ تاریخ و تاریخ مرگ یاری عزیزشد یار عزیزی از کفم ناگه، حیف!
  3. شمارهٔ ۴۳ - در سوگ و تاریخ مرگ صائبشد صایب از این جهان ویران صد حیف
  4. شمارهٔ ۴۴ - تاریخ بنای بقعتیدر نکو عهد سلیمان زمان
  5. شمارهٔ ۴۵ - در تاریخ میردیوانی یافتن امیریاز حکم شاه بخرد، در دین ز حق مؤید
  6. شمارهٔ ۴۶ - در زاد روز کودکیبگرامی برادر جانی
  7. شمارهٔ ۴۷ - تاریخ مرگ ملابوذر فرزند مولانا خلیل الله قزوینیآن «بوذر» عصر خود باوصاف جمیل
  8. شمارهٔ ۴۸ - تاریخ بنای خانه ییاین خانه که باد منزل عیش مدام
همه‌ی ماده تاریخ ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.