پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

ماده تاریخ

شمارهٔ ۴۶ - در زاد روز کودکی

بگرامی برادر جانی

که مبادا بدش ز دور فلک

آن بتن مردمی، بجان یاری

آن بخلق آدمی، بخلق ملک

داد یکدانه گوهری ایزد

چه گهر؟ بهر چشم دل عینک!

عمر و توفیق، سرنوشتش باد

حرف غم گرددش ز خاطر حک

تا برد ره بکعبه مقصود

جاده شرع باشدش مسلک

تا برد ره بکعبه مقصود

جاده شرع باشدش مسلک

گردد از نخل عمر برخوردار

نشود لطف حق از او منفک

بهر تاریخ مولدش، گفتم:

«به شب مبعث آمد این کودک »

ادامه‌ی ماده تاریخ

  1. شمارهٔ ۴۸ - تاریخ بنای خانه ییاین خانه که باد منزل عیش مدام
  2. شمارهٔ ۴۹ - تاریخ بنای مهتابی نواب خانمه برج اقبال، «نواب خان »
  3. شمارهٔ ۵۰ - ماده تاریخ میردیوانی زینل خانچون ز روی حق شناسی خسرو گردون سریر
  4. شمارهٔ ۵۱ - در تاریخ مرگ فرزندش عبدالحسین سرودرفت نور دیده ام «عبدالحسین »
  5. شمارهٔ ۵۲ - در تهنیت و تاریخ بنائی سرودخوش این دلگشا منزل پرصفا
  6. شمارهٔ ۵۳ - در تهنیت و تاریخ جلوس شاه صفیبحمدالله که باز از لطف ایزد
  7. شمارهٔ ۵۴ - تاریخ انجام بنای طاقیتوفیق حق چون شد قرین، با حکم شاهنشاه دین
  8. شمارهٔ ۵۵ - تاریخ انجام ساختمان خانه‌اینگردد یارب این فرخنده منزل، خالی از مهمان
همه‌ی ماده تاریخ ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.