پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

ماده تاریخ

شمارهٔ ۵۱ - در تاریخ مرگ فرزندش عبدالحسین سرود

رفت نور دیده ام «عبدالحسین »

تابم از دل برد و، خواب از دیده ام

چون تواند دید خالی جای او

دیده در خون خود غلتیده ام

موی آتش دیده را ماند تنم

بسکه از دردش بخود پیچیده ام

گفت: یاری چیست از محزون ترا

کاین چنین آشفته ات کم دیده ام؟!

در جوابش گفتم و، تاریخ شد:

«رفته نور دیده ام، از دیده ام »!

ادامه‌ی ماده تاریخ

  1. شمارهٔ ۵۳ - در تهنیت و تاریخ جلوس شاه صفیبحمدالله که باز از لطف ایزد
  2. شمارهٔ ۵۴ - تاریخ انجام بنای طاقیتوفیق حق چون شد قرین، با حکم شاهنشاه دین
  3. شمارهٔ ۵۵ - تاریخ انجام ساختمان خانه‌اینگردد یارب این فرخنده منزل، خالی از مهمان
  4. شمارهٔ ۵۶ - تاریخ بنای گنبذیدر عهد شاه دادگر، زیبنده تاج و کمر
  5. شمارهٔ ۵۷ - تاریخ مرگ ملابوذر فرزند مولانا خلیل الله قزوینیز گلزار «خلیل » خلت آیین
  6. شمارهٔ ۵۸ - در بنای مسجد کیخسرو خانبحکم شاه دین «عباس ثانی » آنکه در عهدش
  7. شمارهٔ ۵۹ - تاریخ احداث باغ خرم آباد علی بیگ »فروزان کوکب برج سعادت
  8. شمارهٔ ۶۰ - تاریخ مجموعه ییمرآت جمال نیکمردان است این؟
همه‌ی ماده تاریخ ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.