پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل سوم - سوگواری‌ها

شمارهٔ ۴۷ - کشتهٔ غریب

ای در عزات خالق اکبر، گریسته

جبریل پیک ایزد داور گریسته

در ماتم تو ای شه اقلیم عاشقی!

جد گرامی تو پیمبر گریسته

تنها همین نه جد تو در ماتمت گریست

خیل رسل به چشم ز خون تر، گریسته

یوسف به چاه محنت و غم، با دلی فگار

بهر جوانی علی اکبر گریسته

بر حنجر تو کز دم خنجر بریده شد

یحیی سر بریده ز خنجر، گریسته

هر دم ز بی پناهیت ای شاه دین پناه!

باب بزرگوار تو حیدر گریسته

در باغ خلد حضرت صدیقه مادرت

با مریم و خدیجه و هاجر، گریسته

بر تشنه کامی تو میان دو نهرآب

تسنیم گریه کرده و کوثر گریسته

در بوستان، به قامت دلجوی اکبرت

شمشاد و، سرو ناز و، صنوبر، گریسته

بر زخم های پیکرت ای کشتهٔ غریب

شمشیر و، تیر و، نیزه و، خنجر، گریسته

در شام، در خرابه شب و روز و، روز وشب

از فرقت تو زینب اطهر گریسته

زین نظم جان گداز که « ترکی » سروده است

لوح و، مداد و، خامه و، دفتر، گریسته

ادامه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها

  1. شمارهٔ ۴۹ - مرآت خداای قتیلی که به خون غرقه ز شمشیر جفایی
  2. شمارهٔ ۵۰ - آتش داغ« ای که با مهر تو آب و گلم آمیخته شد!
  3. شمارهٔ ۵۱ - نقطهٔ پرگارتو نور چشم احمد مختاری ای حسین
  4. شمارهٔ ۵۲ - داغ جهانسوزای حسین ای علم افراشته بر قلهٔ نور
  5. شمارهٔ ۵۳ - لوای ماتمای کشته ای که مقتل تو دشت کربلاست!
  6. شمارهٔ ۵۴ - دجلهٔ زلالای گوشوار عرش خداوند ذوالجلال
  7. شمارهٔ ۵۵ - اهل حرمشاهی که بود آینهٔ حسن ذوالجلال
  8. شمارهٔ ۵۶ - صدای العطشاز چیست؟ بانگ ناله، به ارض و سما هنوز
همه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.