پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل سوم - سوگواری‌ها

شمارهٔ ۵۱ - نقطهٔ پرگار

تو نور چشم احمد مختاری ای حسین

آرام جان حیدرکراری ای حسین

تو گوشوار عرش خداوند اکبری

دریای صبر را در شهواری ای حسین

این سقف بی ستون، که سپهرش نهند نام

آن را تو نقشبندی و معماری ای حسین

دسته گلی ز گلشن بطحا و یثربی

در پیش اهل کوفه چرا؟ خاری، ای حسین

تو خسرو زمان و دریغا به کربلا

بی لشکر و سپاه و علمداری، ای حسین

سوزم که تشنه لب، به لب دجله و فرات

مقتول تیغ شمر ستمکاری، ای حسین

این غم مرا کشد که عدو صدهزار و تو

تنها و بی معین و مددکاری، ای حسین

پرگار وارگرد تو صف بسته کوفیان

تو در میان چو نقطهٔ پرگاری ای حسین

زخم سنان و، خنجر و، شمشیر و، تیر و، تیغ

بر تن ز جان خویش خریداری، ای حسین

از خون یاوران تو صحرای کربلا

پر لاله و، تو بلبل گلزاری، ای حسین

ای یوسف زمانه، ز بیداد و کید خصم

در چاه غم چرا؟ تو نگون ساری، ای حسین

لب تشنه، سر بریده، میان دو نهر آب

افتاد با جراحت بسیاری، ای حسین

گاهی سرت به مطبخ و، گه بر سر سنان

با سر عجب تو ثابت و سیاری، ای حسین

تن در عراق مانده سرت رفته سوی شام

بر شام و برعراق تو سالاری، ای حسین

«ترکی» به جز غم تو ندارد غم دگر

دانم ز حال او تو خبر داری، ای حسین

ادامه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها

  1. شمارهٔ ۵۳ - لوای ماتمای کشته ای که مقتل تو دشت کربلاست!
  2. شمارهٔ ۵۴ - دجلهٔ زلالای گوشوار عرش خداوند ذوالجلال
  3. شمارهٔ ۵۵ - اهل حرمشاهی که بود آینهٔ حسن ذوالجلال
  4. شمارهٔ ۵۶ - صدای العطشاز چیست؟ بانگ ناله، به ارض و سما هنوز
  5. شمارهٔ ۵۷ - شراره آه دلدلم ز ماریه عزم سفر نکرده هنوز
  6. شمارهٔ ۵۸ - سرخی افقز چیست شور و فغان در جهان بپاست هنوز؟
  7. شمارهٔ ۵۹ - شفیع روز قیامت«یکدم دلم رها ز غم لاله ها نشد»
  8. شمارهٔ ۶۰ - حدیث تشنگیچو در کرب و بلا سبط نبی بی یار و یاور شد
همه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.