پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل سوم - سوگواری‌ها

شمارهٔ ۵۳ - لوای ماتم

ای کشته ای که مقتل تو دشت کربلاست!

وی تشنه ای که خون تو را خونبها خداست

بگذشته قرن ها ز زمان شهادتت

اما لوای ماتم تو ابد بپاست

گریم به پیکر تو که افتاده بر زمین

یا بر سرت که بر شده بر نوک نیزه هاست

شمر از قفا بریده چرا تشنه لب سرت

این ظلم بی حساب، به عالم کجا رواست؟

کس از قفا سری نبریده است تا کنون

در حیرتم بریده سرت از قفا چراست؟

کس یک پرند را نبرد تشنه سر ز تن

از چیست تشنه لب سر تو از بدن جداست؟

چون سینهٔ تو گشت لگد کوب اسبها

خون چگر ز داغ تو جاری به سینه هاست

جسم تو چاک چاک به شمشیر شد ولی

مرحم به زخم های تو ازاشک دیده هاست

تاثیر خون توست که با خاک شد عجین

زان روست خاک قبر تو هر درد را شفاست

«ترکی» اگر به کرب وبلایت رود به خاک

خاکش به چشم اهل نظر، به ز کیمیاست

ادامه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها

  1. شمارهٔ ۵۵ - اهل حرمشاهی که بود آینهٔ حسن ذوالجلال
  2. شمارهٔ ۵۶ - صدای العطشاز چیست؟ بانگ ناله، به ارض و سما هنوز
  3. شمارهٔ ۵۷ - شراره آه دلدلم ز ماریه عزم سفر نکرده هنوز
  4. شمارهٔ ۵۸ - سرخی افقز چیست شور و فغان در جهان بپاست هنوز؟
  5. شمارهٔ ۵۹ - شفیع روز قیامت«یکدم دلم رها ز غم لاله ها نشد»
  6. شمارهٔ ۶۰ - حدیث تشنگیچو در کرب و بلا سبط نبی بی یار و یاور شد
  7. شمارهٔ ۶۱ - سیلاب اشکای دل! بیا که ناله و آه و فغان کنیم
  8. شمارهٔ ۶۲ - صدف دیدهدر خانه ای که بزم مصیبت بپا شود
همه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.