پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل سوم - سوگواری‌ها

شمارهٔ ۵۵ - اهل حرم

شاهی که بود آینهٔ حسن ذوالجلال

صاحب عزای اوست خداوند لایزال

درکربلا ز خنجر بیداد، شد قتیل

صد پاره اوفتاد تنش در صف قتال

شمر از قفا برید سرش را ولی نریخت

یک جرعه آب، بر لبش از چشمهٔ زلال

جسمی که بود زینت آغوش مصطفی

شد از سم ستور، در آن دشت پایمال

در داغداشت عشق، ز جور حرامیان

گردید یا رب از چه سبب خون او حلال

آتش ز راه کین، به سراپرده اش زدند

آنان که بوده اند ستمکار و بدسگال

اهل حرم شدند گریزان ز هر طرف

زن های سال خورده و، طفلان خردسال

در آن میان سکینه مظلومه دخترش

پیوسته بود وا ابتایش زبان حال

«ترکی» حدیث شاه شهید و شهادتش

تا روز رستخیز، نخواهد شد از خیال

ادامه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها

  1. شمارهٔ ۵۷ - شراره آه دلدلم ز ماریه عزم سفر نکرده هنوز
  2. شمارهٔ ۵۸ - سرخی افقز چیست شور و فغان در جهان بپاست هنوز؟
  3. شمارهٔ ۵۹ - شفیع روز قیامت«یکدم دلم رها ز غم لاله ها نشد»
  4. شمارهٔ ۶۰ - حدیث تشنگیچو در کرب و بلا سبط نبی بی یار و یاور شد
  5. شمارهٔ ۶۱ - سیلاب اشکای دل! بیا که ناله و آه و فغان کنیم
  6. شمارهٔ ۶۲ - صدف دیدهدر خانه ای که بزم مصیبت بپا شود
  7. شمارهٔ ۶۳ - اشک روانتا به کی بتوان نهفت اندر دل، این راز نهان را
  8. شمارهٔ ۶۴ - مشک تتاربر مشامم بوی یار آشنا آید همی
همه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.