پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل سوم - سوگواری‌ها

شمارهٔ ۵۴ - دجلهٔ زلال

ای گوشوار عرش خداوند ذوالجلال

ای منبع مروت وای معدن کمال!

ای با غم و مصیبت دور زمانه جفت

ای درمقام صبر و رضا طاق وبی همال!

آدم به باغ خلد بود از غمت ملول

زان رودلی ز آدمیان نیست بی ملال

قاتل چو شمر ناکس ومقتول چون تو کس

باله کسی ندیده و نشنیده تا به حال

شمرت نداده آب چرا؟ سر ز تن برید

با آنکه بود در بر او دجلهٔ زلال

از خنجر جفا ز تنت سر بریده شد

وز سم اسب ها بدنت گشت پایمال

جسمت چو آفتاب و، به گردت ستاره وار

زن های سال خورده و، اطفال خردسال

مادر به ناله بهر پسر، زن برای شوی

دختر ز مرگ باب و، پسر از فراق خال

یک تن به سرکشیت نیامد به غیر شمر

وآن هم ز راه خشم، نگفتت که کیف حال

دست تو را برید به مقتل چو ساربان

گویا که جان ز جسم جهان، یافت انفصال

گشتند نوخطان تو از تیغ کین قتیل

افتاد جسم اطهرشان، در صف قتال

از ترس شمر شوم، درآن دشت هولناک

گشتند کودکان تو سرگشته چون غزال

ای خسرو بریده سر، ای تشنه لب شهید!

ای اوفتاده دور، من الاهل والعیال!

ما را به جز خیال تو دیگر خیال نیست

تا زنده ایم محو نخواهی شد از خیال

بگذشته سال و مه بسی از روز قتل تو

منسوخ کی عزای تو گرددبه ماه و سال؟

«ترکی» به ما تمت شده شاها!تمام عمر

از مویه همچو مویی و، ناله همچو نال

ادامه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها

  1. شمارهٔ ۵۶ - صدای العطشاز چیست؟ بانگ ناله، به ارض و سما هنوز
  2. شمارهٔ ۵۷ - شراره آه دلدلم ز ماریه عزم سفر نکرده هنوز
  3. شمارهٔ ۵۸ - سرخی افقز چیست شور و فغان در جهان بپاست هنوز؟
  4. شمارهٔ ۵۹ - شفیع روز قیامت«یکدم دلم رها ز غم لاله ها نشد»
  5. شمارهٔ ۶۰ - حدیث تشنگیچو در کرب و بلا سبط نبی بی یار و یاور شد
  6. شمارهٔ ۶۱ - سیلاب اشکای دل! بیا که ناله و آه و فغان کنیم
  7. شمارهٔ ۶۲ - صدف دیدهدر خانه ای که بزم مصیبت بپا شود
  8. شمارهٔ ۶۳ - اشک روانتا به کی بتوان نهفت اندر دل، این راز نهان را
همه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.