پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل سوم - سوگواری‌ها

شمارهٔ ۵۰ - آتش داغ

« ای که با مهر تو آب و گلم آمیخته شد!

شور از آتش داغت به دلم ریخته شد »

ای شهیدی که شدی کشته لب آب روان

تشنه لب خون ز گلویت به زمین ریخته شد

خاک شد تربت و مسجود خلایق گردید

تا که با خاک زمین، خون تو آمیخته شد

درصف ماریه، پهلو چو نهادی بر خاک

به سرما ز غمت خاک آلم، بیخته شد

لشگر کوفه و شام، از پی فرمان یزید

در پی کشتنت از جای برانگیخته شد

رشتهٔ عمر جوانان کمان ابرویت

از ستمکاری اعدای تو بگسیخته شد

ای غریبی که به کوفه، سر دور از بدنت

گه به دروازه گهی بر شجر آویخته شد

آه زینب سوی افلاک برآفروخت علم

خنجر شمر، چو بر قتل تو آهیخته شد

ادامه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها

  1. شمارهٔ ۵۲ - داغ جهانسوزای حسین ای علم افراشته بر قلهٔ نور
  2. شمارهٔ ۵۳ - لوای ماتمای کشته ای که مقتل تو دشت کربلاست!
  3. شمارهٔ ۵۴ - دجلهٔ زلالای گوشوار عرش خداوند ذوالجلال
  4. شمارهٔ ۵۵ - اهل حرمشاهی که بود آینهٔ حسن ذوالجلال
  5. شمارهٔ ۵۶ - صدای العطشاز چیست؟ بانگ ناله، به ارض و سما هنوز
  6. شمارهٔ ۵۷ - شراره آه دلدلم ز ماریه عزم سفر نکرده هنوز
  7. شمارهٔ ۵۸ - سرخی افقز چیست شور و فغان در جهان بپاست هنوز؟
  8. شمارهٔ ۵۹ - شفیع روز قیامت«یکدم دلم رها ز غم لاله ها نشد»
همه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.