پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل سوم - سوگواری‌ها

شمارهٔ ۴۹ - مرآت خدا

ای قتیلی که به خون غرقه ز شمشیر جفایی

وی شهیدی که بریده ز بدن سر ز قفایی

سر بریده ز تن از جور لعینان به چه جرمی

به چه تقصیر گرفتار به صد رنج و بلایی

زینت دوش نبی بودی و نور دل زهرا

پایمال از سم اسبان مخالف تو چرایی؟

در عراق آمدی از ملک حجاز ای شه خوبان

باشکوه و عظمت بود تو را فر همایی

قاسمی داشتی و عونی و عباس رشیدی

اکبری داشتی و اصغر فرخنده‌لقایی

همرهانت همه گشتند شهید از دم خنجر

هر یکی با تن صد چاک فتادند به جایی

اکبرت سرخ شد از خون رخ چون بدر منیرش

قاسم از خون سر خویش به کف بست حنایی

اوفتادی به روی خاک زمین چون ز سر زین

آسمان اشک‌فشان گشت و به پا کرد عزایی

ای حسین ای که شدی کشته ز شمشیر مخالف

ای که سالاری و سر حلقهٔ خیل شهدایی

خون‌بهای تو خدا گشت که در عالم معنا

هم تو مرآت خدا هستی و هم خون خدایی

روز و شب عابد بیمار تو در کنج خرابه

داشت از لخت دل و اشک دوایی و غذایی

نظری جانب «ترکی» ز ره لطف و کرم کن

جز در مرحمت تو نبرد راه به جایی

ادامه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها

  1. شمارهٔ ۵۱ - نقطهٔ پرگارتو نور چشم احمد مختاری ای حسین
  2. شمارهٔ ۵۲ - داغ جهانسوزای حسین ای علم افراشته بر قلهٔ نور
  3. شمارهٔ ۵۳ - لوای ماتمای کشته ای که مقتل تو دشت کربلاست!
  4. شمارهٔ ۵۴ - دجلهٔ زلالای گوشوار عرش خداوند ذوالجلال
  5. شمارهٔ ۵۵ - اهل حرمشاهی که بود آینهٔ حسن ذوالجلال
  6. شمارهٔ ۵۶ - صدای العطشاز چیست؟ بانگ ناله، به ارض و سما هنوز
  7. شمارهٔ ۵۷ - شراره آه دلدلم ز ماریه عزم سفر نکرده هنوز
  8. شمارهٔ ۵۸ - سرخی افقز چیست شور و فغان در جهان بپاست هنوز؟
همه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.