پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

قطعات

شمارهٔ ۱۷ - علی بن ناصر

خجسته تاج معالی علی بن ناصر

بدهر صابر بودم در اشتیاق تو دیر

کنون چو دیر بدست آمدی بدین زودی

مرو که نیست دلم از جمال روی تو سیر

تو شاهزاده نظمی و در مصاف سخن

جهان ندید و نبیند چو تو سوار دلیر

مرا تو شاه سخن خوانده ای و شاه سخن

توئی نه من، که توئی چون و منم چون شیر

مرا زبان چو شمشیر شد تو تا گفتی

حکیم سوزنی ای با زبان چون شمشیر

برند شیر علم را به پیش صف لیکن

طمع ندارد ازو هیچکس شجاعت شیر

درست گفتی، لیکن نگفتی آن خطیب

نبرد و نخلد بر کسی نباشد چیر

تراست چیره زبانی چو ذوالفقار علی

مرا چو تیغ پیاز و چگندر و آجیر

اگر بتیغ زبان دشمن ترا نکشم

سرش ببخشم و . . . ونش بدرم از سر . . . ایر

بدولت تو به . . . ایری چو تیر روغنگر

برون کشم ز در . . . ونش ایر را در غیر

بقات خواهم از امروز تا بفردائی

که گشته باشد دریای حشر دیر یزیر

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۹ - مغز خرمرا مغز خر داد خشدامنم
  2. شمارهٔ ۲۰ - سوزنی از ابلهی چه کردسوزنی از ابلهی درید بسی مرز
  3. شمارهٔ ۲۱ - خر خمخانهخر خمخانه لگد میزند از دور مرا
  4. شمارهٔ ۲۲ - حنائیدید حنائی به . . . یلر میل زن خویش
  5. شمارهٔ ۲۳ - چیستانچو هاروت مرغی نگونسار چیست
  6. شمارهٔ ۲۴ - شاعر مبارک هجومن یکی شاعرم مبارک هجو
  7. شمارهٔ ۲۵ - نی نی . . . لا . . . لاهست از سفال جامه سیکی برآمده
  8. شمارهٔ ۲۶ - چرا زن گرفتمزن کردم ای ولی نعم از برای آن
همه‌ی قطعات ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.