پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴۵

دل چو خون شد ناز اشک پرده در نتوان کشید

منت خشک اینقدر از چشم تر نتوان کشید

آتش از آتش تواند برد نرد سوختن

جز محبت در دلم نقش دگر نتوان کشید

ما کجا دست گریبان پاره کردن از کجا

تا نباشد فرصتی آه از جگر نتوان کشید

چشم و دل پوشیده می باید به راه دوستی

پرده رسوایی است در بیرون در نتوان کشید

دیده ای مطلب رواییهای نومیدی اسیر

دست از دامان آه بی اثر نتوان کشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۷زاهد در این بهار به ما توبه واگذار
  2. شمارهٔ ۶۴۸زنده دردم به درمانم چه کار
  3. شمارهٔ ۶۴۹جام بر کف خاطر اندوهگین دارد بهار
  4. شمارهٔ ۶۵۰ساغری دارد به کف هر قطره باران بهار
  5. شمارهٔ ۶۵۱دیوانه خطت دل ویرانه بهار
  6. شمارهٔ ۶۵۲پیداست عکس چهره گل در هوای ابر
  7. شمارهٔ ۶۵۳شبنم باغ وفا از خار دندان سخت تر
  8. شمارهٔ ۶۵۴حسنش از گلزارها گلزارتر
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.