پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴۴

چقدرها ز رهت نشو و نما می روید

گل جدا سرو جدا لاله جدا می روید

باغبان گو نظر و دیده حیرت بگشا

سیرگلزار جهان کن که چها می روید

دیده شمع قدان روشن از این سرمه راز

پر پروانه ز خاکستر ما می روید

شمع مجلس اگر از سرو قدت یاد کند

جای کاهیدن از او نشو و نما می روید

بسکه شبنم زده شد ز آبله پای اسیر

خار صحرای جنون سبزه نما می روید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۶ندیدنی است بساط جهان قدم بردار
  2. شمارهٔ ۶۴۷زاهد در این بهار به ما توبه واگذار
  3. شمارهٔ ۶۴۸زنده دردم به درمانم چه کار
  4. شمارهٔ ۶۴۹جام بر کف خاطر اندوهگین دارد بهار
  5. شمارهٔ ۶۵۰ساغری دارد به کف هر قطره باران بهار
  6. شمارهٔ ۶۵۱دیوانه خطت دل ویرانه بهار
  7. شمارهٔ ۶۵۲پیداست عکس چهره گل در هوای ابر
  8. شمارهٔ ۶۵۳شبنم باغ وفا از خار دندان سخت تر
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.